تبلیغات
☂ღ داستان های عاشقانه واقعی ღ☂

سلام عاشقان

         


دوستای بازدید کننده به دلیل نداشتن وقت و حضور کم رنگ بازدید کنندگان وبسایت از این پس داستان های مارا در کانال بزرگ شهر عشق دنبال کنید به همراه شعر ، عکس ، ویس و... عاشقانه سریع ادرس مارا زده و جوین بدید مرسی از حضور تک تک شما عزیزان

ورود به کانال شهر عشق کلیک کنید

♥ نوشته شده در 21 فروردین 93 ساعت 22:11 توسط هیچکس .: نظرات()

خیانت در حریم عشق

داستان عاشقانه واقعی حریم عشق

جهت مشاهده داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
♥ نوشته شده در 28 دی 94 ساعت 19:17 توسط هیچکس .: نظرات()

داستانی سرشار از عشق

هوا سرد بود،سوزناك و بیرحم.

اما صورت محسن خیس عرق.

عرق ترس،عرق شرم.

در ماشین رو باز کرد و پیاده شد.

پیر مرد افتاده بود روی آسفالت کف جاده.

محسن هنوز باورش نشده بود که

با صدوده کیلومتر سرعت زده به یه پیر مرد...

 

بقیه داستان در ادامه مطلب...


♥ نوشته شده در 19 اردیبهشت 93 ساعت 16:41 توسط هیچکس .: نظرات()

داستان عشق یک طرفه از ابجی بهاره به شهاب

این هم داستانی از ابجی بهاره گل که از شما کمک خواسته برای کمک بهش نظرات را اینجا بنویسید تا به گوشش برسونم


بیا ادامه مطلب نظر بده


♥ نوشته شده در 19 اردیبهشت 93 ساعت 16:38 توسط هیچکس .: نظرات()

داستان عاشقانه دختر 16 ساله

داستان عاشقانه دختر 16 ساله

حتما بخونیدش

داستان در ادامه مطلب قرار دارد


♥ نوشته شده در 6 اردیبهشت 93 ساعت 17:08 توسط هیچکس .: نظرات()

داستان ابجی عاطفه

داستان ابجی عاطفه
سلام این داستانو مینویسم شاید جالب نباشه ولی دوس داشتم بقیه هم بدونن
مهدی پسر فامیل بود از بچگی ازش خوشم میومد وقتی میدیدمش تنم میلرزید حس خوبی داشتم

یه روز با بابام رفتیم بیرون داشت درمورد مهدی حرف میزد با مامانم گفت که مهدی گفته میخاد

زن بگیره من سال اول دبیرستان بودم خیلی حالم بد بود داشتم میمردم رو خودم نیاوردم وقتی

دیدمش باروی خوش بهش تبریک گفتم اونم گفت ...


♥ نوشته شده در 6 اردیبهشت 93 ساعت 17:03 توسط هیچکس .: نظرات()

داستان عاشقانه بانو

داستان واقعی بانو

بیا ادامه مطلب نظر فراموش نشه


♥ نوشته شده در 3 اردیبهشت 93 ساعت 20:32 توسط هیچکس .: نظرات()

داستان عاشقانه و واقعی مزاحم تصادفی

داستان عاشقانه و واقعی مزاحم تصادفی

داستانی اموزنده و کاملا واقعی

نظر فراموش نشه

بیا ادامه مطلب

♥ نوشته شده در 27 فروردین 93 ساعت 20:08 توسط هیچکس .: نظرات()

داستان عاشقانه كوتاه

باز هم عشق و عشق و عشق

خدایا چقدر عشق هست توی این دنیا

کاش حداقل یکی از ان ها واقعی بود و برای من بود

نه نمیخوام زبانم را داغ میگذارم تا دیگر از عشق نگویم

و این است حال و روز من تنهای تنهای تنها

ادامه مطلب را بخوان و نظر بزار


♥ نوشته شده در 27 فروردین 93 ساعت 20:04 توسط هیچکس .: نظرات()

داستان ابجی سحر و محمد

داستان ابجی سحر و عشقش محمد و یکی به اسم سینا

نظر فراموش نشه دوستان


♥ نوشته شده در 21 فروردین 93 ساعت 21:52 توسط هیچکس .: نظرات()

داستان ابجی بهاره


این هم داستانی از ابجی بهاره گل که از شما کمک خواسته برای

کمک بهش نظرات را اینجا بنویسید تا به گوشش برسونم



♥ نوشته شده در 21 فروردین 93 ساعت 21:05 توسط هیچکس .: نظرات()